تبليغاتX
کوله پشتی
حدود يك هفته پيش براي استقبال  از خواهرم ایناكه از زيارت خونه ي خدا برگشته بود به فرودگاه مهر اباد رفتيم هممون مشتاقانه ايستاده بوديم و تمام سعيمونو مي كرديم تا ا جز اولين نفري باشيم كه ببينمشون انقدر پاهامونو بلند مي كرديم تا به اصطلاح قدمون بلند بشه و از ميون اون همه جمعيت اولين نفري باشيم كه اونا رو مي بينيم نمي دونم اين چه حس خاصيه كه همه دوست دارند يه جاي زيارتي يا كسي روكه از مكه يا كربلا برمي كرده رو اول ببينند مامانم مي گفت بچه كه بوديم هر كس اول گنبد يه جاي زيارتي رو مي ديد همه بايستي بهش پول مي دادند شايد اين حالت نشات گرفته از اون رسم باشه البته اين از اون جمله رسمايي كه كاملا كاركرد خودش رو از دست داده حاج اقا حاج خانم ما تقريبا جز اخرين كسايي بودن كه وسايلشون رو تحويل گرفتن و بيرون اومدن تو اين مدتي كه منتظر بوديم يه چیز جالب توجهم و جلب كرد كه از اون شب تا حال اين جمله تو ذهنم تداعي ميشه تجارت يا زيارت؟ حاجياي كه بيرون ميومدن ساكايي بيرون مي اوردن به اندازه ي قد يه ادم هيكلي قد بلند چهار شونه هر كدوم چند تا از اين ساكا داشتن من يكي كه واقعا داشتم از تعجب شاخ در مي اوردم هر جور حساب مي كردم جور در نميومد اخه اينا كلا 10 روز بيشتر نبودن تو اين 10 روز اين همه جاهاي زيارتي و اين همه اعمال چقدر تواناييا مي تونه بالا باشه كه بتونن اين همه وسيله بيارن يه خورده كه به اين موضوع فكر كردم ديدم بيچاره ها كم بيراهم نرفتن جواب اين همه ادم که  منتظر سوغاتي هستد رو كي بايد بده واقعا توقعات بالاست اطرافيان با يه تيكه يا دو تيكه وسيله راضي نمي شن و پشت سر كلي گله و شكايت راه ميندازن انقدر حرف پيش ميارن كه ثواب اون حج به يك هفته هم نميمونه به اقا و خانم حاجي.

 از طرفي كميت و كيفيت اجناس نسبت به كشور خودمون خيلي خيلي بهتره و اونا با ديدين كميت و كيفيت به اين نتيجه مي رسن كه به اندازه ي حدود1۰ سالي براي خودشون و خانوادشون لباس و اجناس مورد نياز رو تهيه كنند البته دلايل ديگه اي هم در بزرگ شدن سایز ساكها دخيل هست كه به اونا اشاره نميكنم.

 تو همين گير و دار بودم كه از راديو به نقل از سازمان حج و زيارت شنيدم كه تعداد و سايز ساكها اونقدر زياد و بزرگ شده كه مشكلات زيادي رو در حمل ونقل به وجود اورده باعث شده ساك مسافرا زود تر يا ديرتر و با پروازهاي جداگانه فرستاده بشه

 اقايون و خانماي حاجي به نظر من كه واقعا حيفه ادم بخواد مكان به اون مقدسي رو ول كنه بره تو بازارا وقت خودش رو بگيره وكلي ارز از مملكت خارج كنه خيليمون براي اولين  و اخرين بار اين مسافرت قسمتمون مي شه بس بيايد از اين سفر روحاني  نهايت استفاده رو ببريم و تكليفمون رو مشخص كنيم تجارت يا زيارت؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 17:21  توسط زينب ايرجي راد  | 

نمی دانم

      ریشه ام در زمین بود

                   یا در اسمان

      شاید ریشه ام در رویا بودُرویای که اسیرش بودم

                  اما

     در رویای ساختگی ام اثری از گرمی و عشق نبود

      در خود بودم  فرو خورده و غمگین

                  تا شبی

     از دور دستهای دور

     انجایی که فقط تلخی و سیاهی بود

     ستاره ای نقره فام در شب هستی ام طلوع کرد

    و من اسیر گهواره ی رقصان چشمانش شدم

    گهواره ی نور  گهواره ی امید

   گهواره ی عشق

   و ارمیدم

    رها

    سرخوش

   عاشق

   ارام

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 23:13  توسط زينب ايرجي راد  |