تبليغاتX
کوله پشتی
چند مدتی بود که قصد دشتم راجع به وضعیت دانشگاه و اوضاع بهم ریخته ای که داره بنویسم ولی به همون دلیلی که تو پست قبلی نوشته بودم چیزی ننوشتم  تا

امروز تو کلاس جمعیت شناسی استاد یه خاطره گفت که واقعا  خنده دار بود:

می گفت سر یکی از جلسات که تو دانشگاه مازندران داشته یکی شروع کرده به صحبت کردن و گفته سطح دانشگاه ما از دانشگاه اکسفورد هم بالاتر

 ما که با بچه ها به این نتیجه رسیدیم که یارو دچار توهم فانتزی بسیار شدیدی بوده یا اعتماد به نفس بسیار بالایی داشته 

اخه دانشگاهی که(اول از خودمون ایراد یگیرم)همچین دانشجوهایی داره که به ضرب و زور استاد هم حاضر نمی شن در هفته ۹۰صفحه کتاب بخونن دانشگاهی کتابخونش کتابای تخصصی رشته های موجود رو نداره یا اگه داره فقط یه نسخه دانشگاهی وضعت کلاساش از هر جهتی که بخوای غیر استاندارده دانشگاهی که استاد بدون خوندن پایان نامه ی دانشجو نمرش رو رد می کنه جایی که مسئولین کتابخونه که تازه با فناوری گوشی همراه اشنا شدن و به هزار زحمت برای امانت گرفتن کتاب باید از گوشیشون جداشون کنی جایی که با ترفندای بسیارجالب دانشجوها رو گول می زنن و...............................

خداییش دور از انصاف که بخوایم با اکسفورد مقایسش کنیم چه برسه به این که ادعای برتری هم داشته باشیم.

گاهی اوقات ادم یه حرفایی می شنوه که خونش جوش میاد اینم از اون حرفا بود.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 16:4  توسط زينب ايرجي راد  | 

سلام

با خودم عهد بستم که پست بعدیم باید راجع به خوب شدن ساحل فرشته کوچولوم باشه امروز دارم مینویسم و خوشحالم که تا امروز صبر کردم تا به عهد خودم وفا کنم هر چند ساحل هنوز کاملا خوب نشده ولی دیروز بعد از معاینه فهمیدیم که نسبت به قبل بهتر شده و خدا رو شکر می کنم و از همتون ممنونم که تو شبای قدر براش دعا کردید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 16:27  توسط زينب ايرجي راد  |