تبليغاتX
کوله پشتی - وجدان کاری
پنج شنبه ی هفته ی پیش بود که برای یه کاری با مامانم رفتیم بانک.یه ۴۰ دقیقه ای مونده بود به پایان وقت اداری دیدم یکی از کارمندا بلند شد و رفت در بانک رو کلید کرد تا دیگه کسی وارد بانک نشه .

من در کمال تعجب به ساعت نگاه کردم ودیدم هنوز ۴۰ دقیقه تا پایان وقت اداری مونده داشتم از تعجب شاخ در میاوردم  چند لحظه صبر کردم و چیزی نگفتم  تو همین حین یکی برگشت به کارمند گفت چرا در رو بستی مگه تو وجدان نداری؟

یارو هم نه گذاشت نه برداشت گفت وجدان کیلویی چند ؟

همه ی اینا در حالی بود که چند نفر بیرون ایستاده بودن با کلی خواهش و تمنا خواستار این بودن که در بانک باز شه و به کاراشون برسن خیلی ناراحت شدم.

حالا صحنه ی جالب دیگه که بین اون کسایی که بیرون ایستاده بودن یکی اشنای یه کارمند دیگه دراومد و کارمند سریع پاشد و در رو باز کرد جل الخالق اینا دیگه کین!!!!!!؟؟؟؟؟

می گن ما چرا عقبیم چرا به هیچ جایی نمی رسیم هی به زمین و زمان فحش و ناسزا می گن  همه رو مقصر می دونن بابا ۴۰ دقیقه از زمان کاری زدن یعنی ...............

نمی دونم شاید یارو خواسته تو سال اصلاح الگوی مصرف صرفه جویی کنه ولی صرفه جویی اون به چه قیمتی تموم می شه؟؟؟؟

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 12:32  توسط زينب ايرجي راد  |