تو ایام فورجه ها فرصتی دست داد تا بتونم کتاب کمدی انسانی نوشته ی ویلیام سارویان و ترجمه خانم سیمین دانشور رو بخونم.
این کتاب از ادبیات زمان جنگ و تحت تاثیر جنگ جهانی دوم نوشته شده و داستان زندگی یک خانواده ی فقیر امیریکایی در زمان جنگ که به علت شرکت کردن تنها نان اور خانواده در جنگ وضع مادی انها از بد به بدتر گرایید.پسر چهارده ساله ی خانواده هومر با شغل نامه رسانی که داره تلگرافهایی رو که حاوی خبر مرگ فرزندان خانواده هاست پیامهای مرگ و زندگی عشق و امید را به سراسر شهر می رساند.
کمدی انسانی ابتدا به صورت سناریو و برای فیلم تنظیم شده بود در سال ۱۹۴۲ سارویان بنا به دعوت کارگاه های فیلمبرداری به هالیوود رفت تا فیلم کمدی انسانی رو زیر نظر خودش تهیه کنه ولی چون فیلمبردارها به راهنماییهاش توجه نکردند و جنبه های تجاری فیلم رو در نظر گرفتند سارویان هالیوود رو ترک کرد.
اما این فیلم با شرکت میکی رونی تهیه شد و به بازار اومد .
سبک کتاب رئالیسم سادست سارویان حوادث زمان کودکی و تجاربی که از کارهای گوناگون به دست اورده بوده رو مایه اصلی داستانهاش قرار داده.
هر دیدنی احساس و تجربه ای به دنبال خودش داره و هنر نویسنده در این است که این احساس رو به ذهن خواننده انتقال بده و تلقین کنه.به نظر من سارویان تو این کتاب خیلی قشنگ تونسته این کار رو انجام بده.فضا سازیهایی که انجام داده و دقتی که تو توصیف داره خوندن کتاب رو برای ادم جذاب می کنه به طوریکه من به شخصه دوست نداشتم کتاب تموم شه و از اون فضایی که ترسیم کرده بیرون بیام.
سارویان تو مقدمه نمایشنامه ی "دوره ی زندگی شما" عقیدش رو نسبت به زندگی این طور بیان کرده:
"در دوره ی زندگی خود واقعا زندگی کنید تا در مدت کوتاهی که در این جهان هستید به غم دنیا نیفزایید بلکه با لبخند به حیات به شادی بی پایان زندگی چیزی بیفزایید."
چند تا جمله از کتاب رو که برام جالب بود زیرش خط کشیدم و براتون می نویسم امیدوارم به نظر شمام جالب باشه:
"احساس این مطلب که از جنگ چه دردها می زاید.چه دردها برای کسانی که هرگز نزدک ان نشده اند." ص 56
"بعضی مردم را دماغشان هدایت می کند،یعنی از خودشان اراده ای ندارند و افسارشان دست دیگری است." ص73
"هر کس در دانیا از عده ای بهتر است و به خوبی یک عده ی دیگر هم نیست."ص81
"درست نمی دانم ،اما به گمانم ادم وقتی واقعا قدر وطنش را می داند که خطری وطن را تهدید کند.در غیر این صورت ادم حتی وجود وطنش را حس نمی کند.درست مثل خانواده اش." ص129
"ادم وقتی بزرگ می شود واز ته و توی کار سر در می اورد تازه گریه اش می گیرد و دلش به درد می اید." ص189
"انسانی واقعی است که می تواند گریه بکند.اگر انسانی باشد که به عمرش به دردهای دنیا گریه نکرده باشد،انسان نیست بلکه از زباله ،از خاک راهی که بر ان قدم می گذارد هم پست تر است" ص191
"انسان واقعی باید بکوشد که درد را از میان بردارد."ص 191
"اهمیتی به اشتباههای خود نده.از اشتباه نترس و از این که ممکن است باز هم اشتباه کنی روحیه ی خود را نباز."ص198
"اگر افتادی،اگر دیگران گولت زدند و به دامت انداختند یا خودت خود را با سر به زمین زدی ،برخیز و از نو شروع کن." ص198
"این نکته را درک کن که ادم خوب باید از شخصیت خودش سپاسگزار باشد.زیرا اگر انسان خوب باشد خوبی او فقط متوجه خودش نمی شود،به من و دیگران هم نفوذ و سرایت می کند."ص249
"بزرگی خودت را حفظ کن و ضمنا با فروتنی هم ان را بپذیر." ص249
کتاب تقدیم شده به تاکوهی سارویان مادر نویسنده.
۲۹۱ صفحه است و از ۳۹ قسمت تشکیل شده.
سه بار چاپ شده و اخرین چاپش هم شهریور ۸۰ بوده.